شنبه 1 آذر 1393

خیابانی که

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

مهم نیست آخر دنیاست خانه ات
مهم ، من و این قدم ها و خیابانی ست که ،
می رساندم به تو ...

رد پایی در مه


شنبه 1 آذر 1393

دست در دست هم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

کف دستم را که بو نکرده بودم
که ما عاشق خواهیم شد دست در دست هم !
حالا هر شب قبل از خواب ،
کف دستم را بو می کنم
و تو تمام مشامم را پُر می کنی ...

دست ها


جمعه 30 آبان 1393

کفش ها بهانه اند

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

بیخیال کفش ها ،
پا برهنه می زنم به راه ،
من مسافرم ،
چه باک ؟!
روح من
به رفتن است ،
کفش ها بهانه اند ...

کفش ها بهانه اند


جمعه 30 آبان 1393

عشق

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

تنها یک سقوط است ،
که جاذبه زمین مسئول آن نیست
فرو افتادن در عشق ...

سقوط


جمعه 30 آبان 1393

زیباییت

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

زیباییت وحشی ست !
مثل شعرهایِ من
وقتی ،
لگامِ وزن و قافیه نمی گیرند ...


سه شنبه 27 آبان 1393

غوغا

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    


انگشتـــهای هیـــس
مـــا را
از هــــر طـــرف نشانــــه گرفتنــــد
انــگار
غوغـــای چشمـــان مـــن و تـــو
ســـکوت را
در آن کتابخانـــه رعایــــت نکـــرده بـــود ...


سه شنبه 27 آبان 1393

در خواب تو بیدارم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

روزها ،
تو را چُرت می زنم
بس که شب ها ،
در خواب تو بیدارم ...


سه شنبه 27 آبان 1393

نگاه تو

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

سیب کدام است ؟
بهشت کجاست ؟!
من آواره ی نگاه تو شدم ...


شنبه 24 آبان 1393

هر روز

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

سلام‌هایم را
به عطر و آینه آغشته می‌کنم
هر روز
چقدر پنجره‌ات
برای سر زدن یک نسیم جا دارد؟


شنبه 24 آبان 1393

ژنرال پیر

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

سنگین تر از گوش هایش

مدال های بر سینه اش بود

ژنرال پیری که یادش نمی آمد

سال ها برای کدام جناح جنگیده است



دیروز عصر، مرگ از پشت سر صدایش کرد

رفت، مقابلش ایستاد

و مدال ها کلاه از سر مرگ برداشتند



مرگ خم شد

دست پیرمرد را بوسید

و باهم از کادر خارج شدند...





از : لیلا کردبچه


شنبه 24 آبان 1393

چشمهایت

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

بنــایِ هستـی امــ ، خیلـی كلنگـی ستــ
فـرو مـی ریــزد آن را چشـــمــ هــایـتــــ

محمد رضا لطفی

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


شنبه 24 آبان 1393

از تو سپاسگزارم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

به خاطر ِ تنفرت از من ،
از تو سپاسگزارم ...
چرا که تو با تمام ِ وجود معتقدی ،
"من از تو بهترم " ...


سه شنبه 20 آبان 1393

ما زنده به آنیم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    




آخرین سیگار

------------------------------------------------------------------------

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست


دوشنبه 19 آبان 1393

جاده

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دلــــم جاده ای می خواهد

که ببرد مـــرا

و برنگرداند هــرگز...


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


دوشنبه 19 آبان 1393

دلتنگی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

آن چیزی که تنگ شده ،
دل است برای تو ،
و جهان است برای من ...



رد پایی در مه


دوشنبه 19 آبان 1393

برای اولین بار

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

اوج یک داستان عاشقانه ،
آنجایی ست
که برای اولین بار ،
دستانش را در دست میگیری ...


دوشنبه 19 آبان 1393

خود را به که بسپارم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است

پیدا نکنم همدل دل ها همه از سنگ است

گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست

گر هست یکی عاشق آلوده به صدرنگ است

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


دوشنبه 19 آبان 1393

چشمان تو

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

اهل تعارف نیستم اما بدان چشمان تو جانم
سرگذشت فصل هارا در خودش تفسیر کرده
بانو رد شو از کنار خاطرات فصل پاییزم
که طلوع چشم تو خواب مرا تعبیر کرده

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


دوشنبه 19 آبان 1393

خدا می داند و باران

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی
خـدا می‌دانـد و باران
که این آیینـه هم بی تـو
دچار قحطی تصویـر خواهد شد .


دوشنبه 19 آبان 1393

پریشانی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

در شیوه ی معشوقـی هرچند که استـادی
از حال ِ من آموزد زلف ِ تـو پریشـانی...
.
.
.

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


دوشنبه 19 آبان 1393

باران

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

مرا به گردهمایی ابرها ببرید
به خلوتی که در آن
حرف ،
حرف باران است ...


دوشنبه 19 آبان 1393

باران یعنی...

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دوباره باران گرفت !
باران معشوقه ی من است !
به پیش بازش در مهتابی می ایستم
می گذارم صورتم را و لباس هایم را بشوید !
اسفنج وار ...
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود و ...
شیروانی های شاد !
باران یعنی قرارهای خیس !
باران
یعنی تو بر می گردی ...


دوشنبه 19 آبان 1393

تموم شهر

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


دوشنبه 19 آبان 1393

بگذار

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

بگذار هر کسی هر چه دوست دارد بگوید

مهم این است که تو دردانه ی منی

ومن از تمام خوبی ها و بدی های این دنیا

فقط و فقط تو را می خواهم

گرچه نه اسمت در کنار اسم من...

نه سقفت هم سقف من...

نه دستت در دست من است...


یکشنبه 18 آبان 1393

تو با من میرفتی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

من از تو میمردم

اما تو
زندگانی من بودی

تو با من
میرفتی

تو در من
میخواندی

وقتی که من
خیابانها را

بی هیچ
مقصدی می پیمودم

تو با من
میرفتی


یکشنبه 18 آبان 1393

چراغ قرمز

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

یادگاری هایت را ، بغض های پشت سرت را ...

یا می روی بی آنکه یادت بیاید کوچه هایی را که قدم زدیم

و باران هایی که بر سرمان بارید

و چراغ قرمز هایی که هنوز نمی دانم چرا دوستشان داشتیم.


نیلوفر لاری پور


یکشنبه 18 آبان 1393

فرقی نمی کند!

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

من از اینجا خواهم رفت فرقی هم نمی کند

که فانوسی داشته باشم یا نه

کسی که می گریزد،

از گم شدن نمی ترسد


یکشنبه 18 آبان 1393

اسم من گم شده است

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دیرگاهی است فراموش شدم.

اسم من گم شده است

لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها

زیر آن بند غریب

پشت انبوهی از آن شرط و شروط

لای آن تبصره ها

اسم من گم شده است


شنبه 17 آبان 1393

دور از دسترس نشو

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

می بینی ؟
هوای دلتنگی ام ،
نسبتی عجیب دارد با زاویه ی نگاهم !
در دسترس چشمانم که باشی ،
هوا خوب است
دور از دسترس نشو
که باران می گیرد ...


شنبه 17 آبان 1393

انتهای خیالت

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

از انتهایِ خیالت
تا هر کجا که بروی ،
باز هم به هم خواهیم رسید
زمین بیهوده گِرد نیست ...


تعداد کل صفحات: 23 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic