دوشنبه 10 آذر 1393

جای دلتنگی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

فصل عوض می شود
جای آلو را
خرمالو می گیرد
جای دلتنگی را
دلتنگی ..


دوشنبه 10 آذر 1393

دوستت دارم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    


آن که می گوید دوستت دارم
دل اندوهگین شبی ست که
مهتابش را می جوید ...


دوشنبه 10 آذر 1393

قطره های باران

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

من
دختری را می‌شناسم
که قطره‌های باران
سنجاق شده به مو‌هایش
دختری که
صورتش همیشه ابری‌ست


دوشنبه 10 آذر 1393

عشق

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

نه از سرم می افتی
نه از چشمم
کجای دلم نشسته ای که جایت اینقدر امن است ؟!


دوشنبه 10 آذر 1393

قفس

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

رواز هیچ پرنـده ای را
حسرت نمی برم
وقتی ،
قفس ، چشم های تــــــو باشـد ...


رد پایی در مه


دوشنبه 10 آذر 1393

بهار خواهم شد

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دو برگ زرد گونه هایم را
به باغ دستان سبز تو سپرده ام
بهار خواهم شد
میدانم!


یکشنبه 9 آذر 1393

من و این پنجره ها

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

ﺗﻮ ﻧﺒﺎﺷﯽ ،
ﻣﻦ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺠﺮﻩﻫﺎ ﻫﻢ ﺯﺭﺩﯾﻢ
ﺷﺎﯾﺪ ﺁﺧﺮ ،
ﺳﺮِ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﯾﻢ ...


پنجره


شنبه 8 آذر 1393

می آفرینمت

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

حتی اگر نباشی ٬ می افرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را ..


شنبه 8 آذر 1393

ای نوح

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

هر لحظه بدون او هزاران سال است
ای نوح من از تو هم کهنسال ترم !


شنبه 8 آذر 1393

ممنوع السفر

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

ممنوع السفرم کرده اند !
خودت می دانی
با خیـــالت به کجاهــا که نرفته ام ...


پنجشنبه 6 آذر 1393

سکوت مرگبارم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

میدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم
سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم گرم خویش را سخت در آن بفشارد
بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم

سکوت مرگبار


چهارشنبه 5 آذر 1393

کلید

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دست هایـمان را بـهم قفـل کنیم
فقط یـادت باشد ،
کلیـد را جایـی بـگذاری
که یـاد هیـچ کدامـمان نـماند ... !


رد پایی در مه


چهارشنبه 5 آذر 1393

زین میان

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

هـر طـرف ،
آیـتـی از خـوشحـالـی سـت
زیـن میـان ،
جـایِ تـو تنهـا خـالـی سـت


چهارشنبه 5 آذر 1393

لحظه ها

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

لحظـه هـا یکســـان نـیستند
با تـو فـــــرارند
بــــــی تـو کِشــــــدار !


چهارشنبه 5 آذر 1393

دیوانگی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

امشـــب دیوانـــگی در مــن بــالا زده
نه ســکـــــوت
نه موســــــیقـی
هیــچ چیـــز و هیـــچ چیـــز ایــن دیــوانگی را تسکیــــن نمیـــدهد
جــــز عطـــــر تـنــــت ...


چهارشنبه 5 آذر 1393

حال این روزهای من

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

حال این روزهای من کمی گرم تر از دی ماه و کمی سردتر از آبان است.

گرما و سرما


سه شنبه 4 آذر 1393

به تو می رسم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دنیـــــا آنقــدر هـم بــزرگ نیست
هــر جــــا که بـــاشــی
با یک حرف ربط ،
به تـــــو می رسم ...


سه شنبه 4 آذر 1393

دور کردنت از ذهنم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

بـرای دور کـردن تـو از ذهنـم ،
آلـزایمـر هـم کـافـی نیسـت !
چـه بـرسـد بـه تمـریـن و تلقیـن هـا ...


سه شنبه 4 آذر 1393

موهای من

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﮔﯿﺴﻮﯼ ﮐﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ
ﻣﻮﻫﺎﯼِ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﺼﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﺳﺖ


رد پایی در مه


سه شنبه 4 آذر 1393

پروانه

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

من پروانه ای می شناسم
که وقتی شب بوها می خوابند
زیر باران ماه
برای گل سرخی که خواب دیده است
قدم زنان شعر می گوید
و با طلوع یاس ها
از بیراهۀ آفتاب
با کفش های پر از دلتنگی
به خانه بر می گردد
دوست داشتنت رازی ست
که تنها
شبُ بارانُ پنجره می دانند ...

پروانه


سه شنبه 4 آذر 1393

تــــــــــو...

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

مـن ،
هیچکـس را کنـار خـــــودم نــدارم
و این هـمه هیچکــس یعنــی ،
تـــــــو ...

تـــــــــــــــــــو


سه شنبه 4 آذر 1393

دیدنت چــــیز دیگریست ...

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

هـــمیشه هستی
همـــین نزدیکی
جایی میان دلم و یادم
اما ،
دیدنت چــــیز دیگریست ...

دیدنت


دوشنبه 3 آذر 1393

به جرم درد و دل با ماه

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

به جرم درد و دل با "ماه"
برای بردن ماهی کوچک حوض خانه ی ما
با تور و طعمه و قلاب آمدند..
از در بالا آمدند!
شیشه را شکستند!
از پنجره پریدند تو!

اینگونه هجوم آوردند...
فقط برای بردن ماهی کوچکی، که از هراس صدای گربه سیاه
هفته ها
می چسبید به کنج حوض و بالا نمی آمد...
.
.
فاضل شهچراغ


دوشنبه 3 آذر 1393

رو به رفتنت

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

کرک ها قالی


دوشنبه 3 آذر 1393

من همیشه دیر می رسم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

تو هستی…
در اتوبوس هایی که میروند
در قطار هایی که رفته اند
تو هستی…
من همیشه دیر می رسم به ایستگاه...
.
.
.
فاضل شهچراغ


دوشنبه 3 آذر 1393

شرط

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

میتوانم دنیا را ،
یک دستی فتح کنم


به شرطی که ،
دست دیگرم را تو گرفته باشی ...



دوشنبه 3 آذر 1393

خاطرات تو

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

من ،
یک پنجره ،
روزهای بارانی ،
و خاطرات تو
خاطرات تو
خاطرات تو ...

راز بقای یک آدم نیمه جان باید همین باشد !


دوشنبه 3 آذر 1393

شاید

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

شاید بتوان دیده ز دیدارت بست
یا با غم تو ساخت و یک گوشه نشست
اما نتوان از تو رباعی نسرود
وقتی که دل از شعر نگاه تو پُر است


دوشنبه 3 آذر 1393

سبب

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

تو تنها سببی هستی كه
به خاطر آن
روزهای بیشتر
شبهای بیشتر
و سهم بیشتری
از زندگی می خواهم ...


دوشنبه 3 آذر 1393

آرزوی من

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

در عمق آرزوی من است که ،
در وجودت خانه ای داشته باشم
حتی به مساحت یک یاد ...


تعداد کل صفحات: 23 ... 4 5 6 7 8 9 10 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic