یکشنبه 14 دی 1393

آمدن

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

کـــاش
از مــــیان همــــه ی رویـــاهـــــایـــــی کــه بــرایـت بافـــتــه ام ،
آمــــدن را بـپـــــوشـــی ... !


شنبه 13 دی 1393

زن

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

زن جنس عجیـــــبی ست !
چشم هایش را که می بنـــــدی ،
دید دلــــش بیشتر میشود
دلش را که میشــــکنی ،
بـــــاران لطافت از چشم هایش سرازیــــــر
انگـــــار درست شده ،
تا رویِ عشــــق را کــــــم کند ...


شنبه 13 دی 1393

وداع عاشقانه

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

در بدرقــــــه ی چشمانِ تو ،
نمیتوان غربت را فراموش كرد
و كوچــــــه سراسر میشود از وداعی عاشقانــــه ...


شنبه 13 دی 1393

نبودنت را هیچکس نمی فهمد

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

نبودنت را هیچکس نمی فهمد !
جز عینکی که از تو به جا ماند
و هر روز دنیا از پشتش ،
کوچکتر و کوچکتر می شود ...


شنبه 13 دی 1393

خاطــــرات

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

خاطـــــــــــرات بی هــــــــوا می آیند
گاهی وســـــــــط یک فــــــــــکر…
گاهی وسط خــــــــــیابان!!!
ســـــــــــردت میکنند؛ داغـــــــــت میکنند
خاطـــــــــرات تمـــــــــام نمیشوند…
تمامـــــــــت میکنند


شنبه 13 دی 1393

داغ

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دستم را داغ می گذارم
که نبینمت دیگر ،
تو اما هرشب
داغم را تازه می کنی ...



{
کامران رسول زاده }


چهارشنبه 10 دی 1393

می شود؟

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

می شود یادگاری باشم بر دیوار دلت؟
گاهی دستی به رویم بکشی،
گاهی نگاهم کنی،
چشمکی بزنی،
لبخندی،
بوسه ای،
چیزی...
می شود؟


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


چهارشنبه 10 دی 1393

ترکیب غریب

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

عجب ترکیب غریبی ست این آب و نمک!
چه در خوشحالی چه در غم،
بی دعوت؛ مهمان ناخوانده ی چشمانمان می شود!

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


چهارشنبه 10 دی 1393

لا به لای موهایت

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

لا به لای موهایت
عطر شبنم ...
نه عطر خدا پیچیده
من بی خدا
به چه رویی
به تو دست دراز کنم


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


چهارشنبه 10 دی 1393

قصه تو

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

من قصه ی تو را ،
تا ابد اینگونه آغاز خواهم کرد :
یکی بود
هنوزم هست
خدایا همیشه باشد ...


چهارشنبه 10 دی 1393

بن بست ها

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

بیا تمام بن بست ها را ،
دوباره برویم ...
شاید این بار ،
یک دیوار ریخته باشد !


سه شنبه 9 دی 1393

تمام شهر تویی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

تمام شهر تویی ...
وقتی ،
دست هایت را در دست می گیرم
و انگشتانت ،
خیابان های درازی می شوند برای قدم زدن !

رد پایی در مه


سه شنبه 9 دی 1393

کاش

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

کاش زندگی از آخر به اول بود..
پیر بدنیا می آمدیم..
آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم..
سپس کودکی معصوم می شدیم ودر،
نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم...!!!


سه شنبه 9 دی 1393

غربت

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

غربـــت یعنی :
از گرمایِ نفس هایِ کسی که دوستش داری ،
دور باشی ...
و مـــن
همیشه غریبه ام بی تـــو !


سه شنبه 9 دی 1393

این همه زمستان

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

بهار ،
به هیچ دردی نمی خورد !
از پسِ این همه زمستان ،
فقط تو بر می آیی ...


سه شنبه 9 دی 1393

کاش می شد

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

کاش می شد یک بار
وانمود کنم
دوستت ندارم ... !
آن وقت می شد فهمید
این قــــلم ،
جز تـــــــــــــو چیز دیگری هم می نویسد ...


دوشنبه 8 دی 1393

تنها که می مانی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

تنها که می مانی هر سایه ای پناه و هر آوایی آبادیست
تنها که می مانی هر سنگی قبیله و هر پیغامی آزادیست
تنها که می مانی همیشه سایه ی صندلی، تاریکی را نشانت می دهد
تنها که می مانی به شب نزدیک تری
تنها که می مانی ...


دوشنبه 8 دی 1393

ثمر

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دانه ای که با خود آورده ام گیاهی شد که نه گل داشت نه سایه
نه نامی
و بیشتر از پاییز اینجا کنارم پژمرده است
بی گناه زیر درختی بی نام نشسته ام
و با پاییز پرنده ای دور را می نگرم.

(پابلو نرودا)


دوشنبه 8 دی 1393

قهوه

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

قـهـوه ،
تنها بهانه ای ست
تا رفتارِ انگشتانت را ،
با فنجان ها تماشا کنم ...



رد پایی در مه


یکشنبه 7 دی 1393

عشق اگر نباشد

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

جهان گورستانی است غریبه و خونین
بر تخته سنگی انسان بی قرار
سر نهاده و می گرید
عشق اگر نباشد
دیگر چه فرق میکند کجای جهان ایستاده ای


(پابلو نرودا)


یکشنبه 7 دی 1393

بهار من تویی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

بهار من تویی
حالا چه فرقی می کند تقویم روی میز ،
اگر پایان پاییز است
آغاز زمستان است
یا هر چـیز ...


یکشنبه 7 دی 1393

ثانیه های بی تو

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

کنارم که هستی ،
زمان هم مثل من دستپاچه میشود
عقربه ها دوتا یکی میپرند
اما همین که میروی ،
تاوان دستپاچگی های ساعت را هم ،
من باید بدهم
جانم را میگیرند ثانیه هایِ بی تو ...

12365


یکشنبه 7 دی 1393

روحم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

روحم
شبه‌ جزیره‌ی متروکی‌ ست
که هر روز
کسانی شبیه خودم
بی‌اعتنا از کنارش رد می‌شوند
تنها گاهی
کودکی‌هایم
از دور برایم دست تکان می‌دهد
بی‌آنکه بداند
اینکه ترکش می‌ کند
منم ...


یکشنبه 7 دی 1393

می گذشتم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

مرا آنچنان دوست نمی داشت که یادم
خاطرش را بیازارد
می گذشت روزها و
می گذشتم ..


یکشنبه 7 دی 1393

اگر نه

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

از سر بی کاری بود
که گاهی می مردیم
گاهی زنده می شدیم
اگر نه زندگی
جایی برای مردن نمی گذاشت
یکسره
جان کندن بود ..


یکشنبه 7 دی 1393

قطارهای قبلی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دیگر ،
مسافرت با قطار هم ،
لذت بخش نیست !
وقتی تو را ،
قطارهای قبلی بُرده اند ...



رد پایی در مه


شنبه 6 دی 1393

هر طرف هم بروم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

فیل شطرنجـــم و در خانه ى مشكى یعنى
هر طرف هم بروم بخت سیاهى دارم...

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


شنبه 6 دی 1393

حیرت حیران

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

تا حیرت حیران لبانم
ادامه دهد
جستجوی تو را
سطری روشن
از دستانت می بارد
در متنی که منم


چهارشنبه 3 دی 1393

این منم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

منم ،
درختی که برگ هایش را ریخت
تا تــــو ،
ماه را از میان شاخه هایش تماشا کنی ...

2541


چهارشنبه 3 دی 1393

خاصیت عشق

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

در شعرِ من ،
از اسمت به بعد
تمام واژه هایم پروانه می شوند
حتّی باران هم
چنین چیزی به عمرش ندیده است
و این خاصیّت عشق است ...
وقتی
گل می کند در بهار دل !

رد پایی در مه


تعداد کل صفحات: 23 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic