یکشنبه 28 دی 1393

نشد

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ، ولی لب هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس ... هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه "خداوند" نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!

"فاضل نظری"


شنبه 27 دی 1393

سر زمین بی لبخند

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

پاییز و ترانه ی کولی
زمستان و کلاغی خاموش
بهاری خسته و کاهل
از کاج تا سپیدار
از سرو تا تنهایی
و از تابستان تا بی تابی

چهار فصل سرزمین بی لبخند....


شنبه 27 دی 1393

زندگی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

تو همسایه آتشی بودی گداخته ی غربت آدمی و ویران آوایی مکرر و ناموزون
وقتی آمدی زمستان بود اردیبهشت کوچک بود و مارا نمیشناخت
شهریور تازه راه می رفت
و مهر حرف های بریده می گفت

اکنون سالها گذشته اند و ماه می روند و می گویند و می خوانند.
ماه های مکرر بی رنگ
اکنون تو خسته ای و با لکنت می گویی : زندگی...


شنبه 27 دی 1393

اشتباه کردن اشتباه نیست...

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    


دلـت را بتـکان
اشـتـباهاتـت وقـتـی روی زمـین افـــتاد
بـگذار همـنجــــا بـمانـد
فقط از لابـلای اشـتباهـایت؛یـک تــجـربـه را بیــرون بکـش
قــاب کـن ... و بـــزن بـه دیــوار دلــت
اشتبـــاه کـردن؛اشتـبـاه نیـست
در اشــتباه مـاندن اشــتباه اسـت!


شنبه 27 دی 1393

شازده کوچولو

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

شـــازده کــوچــولـــــو پــرسیـــــــد:

غمــــگیـــــن تــر از اینکــــــه بیـــــــاییـی

وکســـی از دیــدنتـــــــ خــوــحـال نشـــــه چیـــــــه ؟

روبـاه گفــــــت:

بـــــری وکســــی متــــــوجـه رفـتـنـــــت نشـــــه ...


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


شنبه 27 دی 1393

همیشه هستی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

امتداد فاصله
از اعتبار عاطفه نمی كاهد
همیشه هستی ، همین حوالی ...


شنبه 27 دی 1393

روز های بودنت

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

11


شنبه 27 دی 1393

ندیدن تو

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

هیــچ چیـز
غــم انگیزتـر از نـدیدن تـــو نــیست
ایـن را
تمام پنجـــــره ها مــی دانند !


رد پایی در مه


شنبه 27 دی 1393

یک جاهایی بدون تو نمی شود

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

یک جاهائی بی تو نمی شود !
وقتی سردم می شود
وقتی تنهایم
وقتی همه هستند ،
غیر از تو ...
نه !
یک جاهائی بی تو نمی شود
تو باید باشی
تا من آرام باشم ...

رد پایی در مه


سه شنبه 23 دی 1393

سیاه مشق

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

سـیــاه مـشق پــشت چــشـمـهـایــت ،
دسـت خـــط کــیـست ؟!
که بــوســیـدنــش ،
سـجــده ی واجــب دارد ...



رد پایی در مه


سه شنبه 23 دی 1393

خواستن توانستن نیست

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

خواستن ،
توانــستن نیســت !
خواستــــن ،
آرزوســت
خواستـنِ تو آرزوسـت
داشتنِ تــو رویــــا ...

و رویایی که به حقیقت پیوست ...


سه شنبه 23 دی 1393

دلچسب است

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دلچســب است ،
دیــــدار ناگهانی ات
همچــون
پیــدا شدن خاطــره ای
در چمـدان کـــودکی ...


رد پایی در مه


سه شنبه 23 دی 1393

موهایت

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

مـوهـایـت ،
سـیـاسـت مـدارانِ قـابـلـی هـسـتـنـد !
دسـت بـه سـر کـه مـی بـری ،
دسـت بـه سـر مـیـکـنـی
حـزبِ بـاد مـیـشـوم ...


دوشنبه 22 دی 1393

تا اولین لبخند صبحگاهی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

هر چیزی در این جهان به دردی می خورد
مـن به این درد می خورم که شب ها ،
رصد کنم کوچکترین حرکات تو را در خواب
غلتیدنت در موج ملافه ها
زمزمه های زیر لبـت
و تکان خوردن آرام مردمک چشم هایت را
تا از ابریشم مژه هایت شعر ببافم تا صبح ...

تـو هم
با اولین لبخند صبحگاهی ات
به درد درمان تمام دردهای من می خوری ...


دوشنبه 22 دی 1393

با من راه بیا

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

صدایِ گام های تو ،
ضربان زندگی من است
با من راه بیا ...
با تو تشنه ی زنده بودنم !


دوشنبه 22 دی 1393

فراموشی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

گاهی میان مردُم
در ازدحام شهر
غیر از " تو " هرچه هست فراموش می کُنم


دوشنبه 22 دی 1393

آغوش تو

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

خستگــی را ،
آغــوشِ تـو در می كنــد
وقتـی نیسـتی ،
عجالتــا چــای مـی خـوریـم
چـه كنیــم ... !



رد پایی در مه


دوشنبه 22 دی 1393

بهشت

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

بهشت می تواند
کسی باشد که دوستش داری ،
کسی که دوستش داری
می تواند
بهشت باشد
و مهم نـــــــیست
اگر
غروب ها
به جای نهر های شیر و عسل
با قرصی نان تازه به خانه بیاید . . .


شنبه 20 دی 1393

بهانه های دنیا

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

بـــهـــانه هــای دنـــیــا ،
تــو را از یـــادم نـخواهــد بـــرد !
مــــــن ،
تـــو را در قـــــــلــبم دارم
نــــه در دنــــیــــا ...


پنجشنبه 18 دی 1393

عید شما مبارک

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

محمد نور عالمتاب هستی است
وجودش روشنی بخش زمان است
به هر قلبی نماید رخنه و جا
خدا داند که قلب او جوان است
میلاد پیامبر اکرم (ص) مبارک باد

42323


پنجشنبه 18 دی 1393

دلتنگی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دلتنگی، خیابان شلوغی‌ست که تـــو
در میانه‌اش ایستاده باشی ،
ببینی می‌آیند،
ببینی می‌روند ،
و تو هم‌چنان، ایستاده باشی ... !


پنجشنبه 18 دی 1393

دل قوی دار

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    


دل من خواب پروانه شدن می بیند
و ندایی که به من می گوید:
گرچه شب تاریک است
دل قوی دار،
ســـحر نزدیــــک است ...


پنجشنبه 18 دی 1393

خشت اول

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

انگار..
خشت اول کــج بوده !...
که وقتی حرف آخــــر را
...زدی....
...شانــه ام لرزیــد
و...
خراب شدم


پنجشنبه 18 دی 1393

چـــــتــــــر

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دلم چتـــــــــــــــر می خواهد ...

یک روز بــــــــــــــــــارانی.. .

که تو چتــــــــــــر را بگیری و مـن دستــــــــــــانت را .......



اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


سه شنبه 16 دی 1393

رنگین کمان

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

از پس تمام تاریکی ها
همیشه رنگین کمانی هست که تا خدا ادامه دارد



دوشنبه 15 دی 1393

عمق چشم های تو

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

از هر چه هست و نیست گذشتم
ولی ،
در عمق چشم های تو گیرم !
فقط همین ...

52


دوشنبه 15 دی 1393

دوستت دارم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

دوســــتت دارم ،
یک کلمه اســـت
با دنیایی از مـــســـئـــولـــیـــت
گــــفـــتـــنــش هـــنــــر نـــیـــســت
مـــســـئـــولــیـــت پـــذیـــرفـــتـــنـــش هـــنــــر اســـت !
دوســـتت دارم
و بــــا تـــمـــام وجـــود ،
مـــســـئــــولــیـــتـــ ش را مـــی پــــذیــــرم ...


دوشنبه 15 دی 1393

به دوست داشـــتــنت مشغولم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

به دوست داشـــتــنت مشغولم
همانند سربازی که سالهاست ،
 در مقرّی متروکه ،
بی خبر از اتمام جنگ ،
نگهبانی می دهد ... !


دوشنبه 15 دی 1393

باید خودم بیایم

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

روزها ،
عقربه می شوند
و بیهوده دور خود می گردند
و پستچی ها
هیچ وقت درِ این خانه را نمی زنند
این طور که نمی شود
باید خودم بیایم
سراغت را از ماه بگیرم ... !


دوشنبه 15 دی 1393

وقتی عاشق شدی

   نوشته شده توسط: فاطمه اسدی    

عـشـق آدم را به جاهای ناشناخته می برد !
مثـلا به ایستــگاههای متـروک
به خلـوتِ زنگ زده ی واگنها
به شهری که فقط آن را در خواب دیده
وقتی عاشق شدی ،
ادامه این شعر را تو خواهی نوشت ...


تعداد کل صفحات: 23 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic