سه شنبه 6 آبان 1393

خدایا

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

خدایــــــا
انگشت نمای مردم شهر شده ام
شیرین ندیده اند که تیشه بدست گیرد
و به سمت بیستون به راه بیافتد ... ؟!


سه شنبه 6 آبان 1393

معجزه

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

حالِ دلم خوب که نه
امّا
تــو که بیایی
گمان می کنم خوب تر خواهد شد
و آن وقت است که من ،
معجزه ی تــو را
به رُخِ همه ی روانپزشک ها خواهم کشید ... !


سه شنبه 6 آبان 1393

می دانی؟

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

ی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟
دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی ؟


دوشنبه 5 آبان 1393

دلم بر میگشت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

همچـون قـطاری کــه دودش بــرمـی گـــردد ؛
مـــن مـی رفتـــم ،
دلـــم بـــرمــی گشت ...


دوشنبه 5 آبان 1393

قدر یک رنگین کمان

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

برگ‌هایم نور می‌خواهد
ریشه‌هایم آب
آه ای اردیبهشت کاملاً مطلوب
قدر یک رنگین‌ کمان
بیرون بیا از خواب ...

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


شنبه 3 آبان 1393

عشق برای من...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

عشق برای من ،
شبیه انرژی هسته ای شده است !
با تمام دردسرهایش
لازم است ...


شنبه 3 آبان 1393

بی ثبات

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

چــه دمــدمــی مـزاج شـده احـساســم
گـــاهـی آرام
گـــاهـی بــارانـی
چه بـی ثـبـاتــم بـی تــــــو ...


شنبه 3 آبان 1393

تو که بهتر میدانی...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تـو که بهتـــر میـــدانی
اگر نیــــــــایـی
تقـــویــم
روی آخـــرین روز ســـال
خواهد مانـــد ...


جمعه 2 آبان 1393

با دل بیا

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

گفت : دعا کنی، می آید؛

گفتم : آنکه با دعایی بیاید به نفرینی میرود؛

خواستی بیایی،

با دعا نیا، با دل بیا ...!!


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


جمعه 2 آبان 1393

مرگ مردن نیست .

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

و مرگ مُردن نیست و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست

من مردگان بیشماری را دیده ام که راه میرفتند ، حرف میزدند ، سیگار میکشیدند !!!


جمعه 2 آبان 1393

پاییزی ام

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

پاییزی ام بهار چه دارد برای من؟
عید تو را چه رابطه ای با عزای من؟

با صد بهار نیز گلی وا نمی شود
در ساقه های بی ثمر دست های من

آری بهار خود نه،که نام بهار نیز
دیگر نمیزند در ویرانسرای من

جز رنج خستگی و شکنج شکستی
چیزی نبود ماحصل و ماجرای من

ای سنگ روزگار شکستی مرا
ولی انصاف را نبود شکستن سزای من


پنجشنبه 1 آبان 1393

گاهی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

گاهی فقط بوی یک عطر خاص

شنیدن صداش

شنیدن یک آهنگ خاص

یک تشابه اسم

برای چند لحظه........

باعث میشه دقیقا احساس کنی......

که قلبت میخواد از تو سینت کنده بشه.....


پنجشنبه 1 آبان 1393

نــوشتــه هــایـم غمگیننــد !!

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

جــای تعجبــ ـــ ندارد کــه گـاهـی ...

نــوشتــه هــایـم غمگیننــد !!

و خــودم غمگیــن تــر از آنهـ ــا

دیگــر حتـ ـی حـوصله جنگیــدن بــا خــاطـراتـ ـم را هــم نـدارم ...

تــوانش را نیــ ـز !!

راستــی !! اگــر همیــن دلخوشـی لعنتـ ـی هــم نبــود ...

دیگــر تنهـ ـایی و خلـوتــ ـــ بــرایــم چــه مفهـومـی داشتــ ــــ ...!!


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


پنجشنبه 1 آبان 1393

پــُـر از تــو . . .

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دلــم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛

پــُـر از جــایِ خــالـیِ تـــو

پــُـر از دلــتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو

پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن

در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تــو

پــُـر از حــس پــرواز

پــُـر از تــو . . .

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


پنجشنبه 1 آبان 1393

اول آبان

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

گیرم این دفعـــه که برگشت، بمانــــد...نرود!
گیرم از رفتنِ یکبــــاره پشیمان باشد

فرض کن حسرتِ پاییز، تو را درک کند
روز برگشتــــــنِ او، اولِ آبــــــان باشد!


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


پنجشنبه 1 آبان 1393

عصای دست من

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

عصـای دست ِ من عشـق است ،عقل ِ سنگـــدل بگذار
کـه ایـن دیـوانــه تنهــا تکیــه گاهـش را نــگه دارد ...!


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


سه شنبه 29 مهر 1393

کلمات حسودند

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

کلمات حسودند
هر بار که می خواهم به تو نزدیک شوم
جلوتر از من می دوند
روی کاغذ
و شعر من
زودتر از من ،
در آغوش می گیرد
تو را ...


سه شنبه 29 مهر 1393

کابوس نبودنت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

همین مرا بس که کوچه ای داشته باشم و باران...

انقدر "رویا"ی بودنت را داشته ام که نبودنت را حتی به "کابوس"هایم راه نمی دهم...


"فریبا فوقانی"


شنبه 26 مهر 1393

چشم چشم دوابرو

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

ﻣﺪﺍﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ
ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﻛﺎﻏﺬ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻘﺸﯽ ﺑﻜﺸﻢ
ﭼﺸﻢ ﭼﺸﻢ ﺩﻭ ﺍﺑﺮﻭ ...
ﺗﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﻛﺎﻓﯽ ﺳﺖ
ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻢ
سیر ﻧﮕﺎﻫـﺖ ﻣﯿﻜﻨﻢ ...


چهارشنبه 23 مهر 1393

یادت باشد

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    


یادت باشد
من اینجا کنار همین رویاهای زودگذر
به انتظار آمدن تو
خط های سفید جاده را می شمارم


چهارشنبه 23 مهر 1393

تو کجایی؟

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

آسمان را زیر و رو می كنم
از سر خشم
ستاره های لوسی را كه مدام چشمك می زنند
در سطل می ریزم

ماه خود را پیدا نمی كنم
تو كجایی؟


سه شنبه 22 مهر 1393

و محبت کن

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

طوری بخند...
که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد،
طوری عشق بورز ...
که حتی تنفر راهش را بگیرد وبرود،
وطوری خوب زندگی کن ...
که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود!
این زندگی نیست که میگذرد،ما هستیم که میگذریم.
پس با هر طلوع وغروب لبخند بزن،مهربان باش ومحبت کن...


شنبه 19 مهر 1393

بی معرفت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

پرندگان پشت بام را دوست دارم

دانه‌هایی را که هر روز برایشان می‌ریزم

در میان آن‌ها

یک پرنده‌ی بی‌معرفت هست

که می‌دانم روزی به آسمان خواهد رفت

و برنمی گردد.

من او را بیشتر دوست دارم...





چهارشنبه 16 مهر 1393

می پسندم پاییز را

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

می پسـندم پاییـز را
که معافـم می کنـد
از پنـهان کردن
دردی که در صـدایم می پیچـد ُ
اشکی که در نگاهـم می چرخـد
آخر همه گمان می کنند
سـرما خورده ام . . .
!


یکشنبه 13 مهر 1393

یک نگاهت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

یک نگاهت به من آموخت
که در حرف زدن ،
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند !


یکشنبه 13 مهر 1393

من اهل جنگ نیستم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

به چشم هایت بگو
آنقدر برای دلم رجز نخوانند
من اهل جنگ نیستم
شاعرم !
خیلی بخواهم گرد و خاک کنم
شعری می نویسم
آنوقت
اگر توانستی
مرا در آغوش نگیر ... !


یکشنبه 13 مهر 1393

باش

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

روزهایی که می بینمت ،
نفسـم می گیرد
و روزهایـی که نیستی ،
دلـــــم !
بـــــاش
تحمـل اولی آسان تر است ...


چهارشنبه 9 مهر 1393

به دست آور دل من را

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بـه دست آور دل ِ مـن را ، چه کارت بـا دل ِ مردم !
تو واجب را به جا آور ، رهــــا کـن مستحب ها را
.
.
.
اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


سه شنبه 8 مهر 1393

میدانم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

میدانم از عابربانک پول گرفته ام ..
میدانم بانک، موجودی جدید را برایم پیامک خواهد کرد
میدانم ...
ولی گوشی که میلرزد ، پاکت که ظاهر میشود ، یخ میکنم !
گر میگیرم ! میگویم شاید تویی !


سه شنبه 8 مهر 1393

دلِ من

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

ما همانیــــم ؛ همانـــی که خودت می‌دانی
دو هواییـــم ، دمی صافــــ و دمــی بارانــی

پیش‌بینی شدن ِ حال ِ من و تو سخت است
دو هواییــــم ...ولی بیشترش طوفانی

دل من اهــــل ِ کجا بوده که امروز شــُـده‌ست
با دل تنگ ِقلـــم‌های تو هم‌استانی ؟!

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


تعداد کل صفحات: 18 1 2 3 4 5 6 7 ...