سه شنبه 4 آذر 1393

حال این روزهای من

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

حال این روزهای من کمی گرم تر از دی ماه و کمی سردتر از آبان است.

گرما و سرما


سه شنبه 4 آذر 1393

کلید

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دست هایـمان را بـهم قفـل کنیم
فقط یـادت باشد ،
کلیـد را جایـی بـگذاری
که یـاد هیـچ کدامـمان نـماند ... !


رد پایی در مه


سه شنبه 4 آذر 1393

زین میان

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

هـر طـرف ،
آیـتـی از خـوشحـالـی سـت
زیـن میـان ،
جـایِ تـو تنهـا خـالـی سـت


سه شنبه 4 آذر 1393

لحظه ها

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

لحظـه هـا یکســـان نـیستند
با تـو فـــــرارند
بــــــی تـو کِشــــــدار !


سه شنبه 4 آذر 1393

دیوانگی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

امشـــب دیوانـــگی در مــن بــالا زده
نه ســکـــــوت
نه موســــــیقـی
هیــچ چیـــز و هیـــچ چیـــز ایــن دیــوانگی را تسکیــــن نمیـــدهد
جــــز عطـــــر تـنــــت ...


دوشنبه 3 آذر 1393

به تو می رسم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دنیـــــا آنقــدر هـم بــزرگ نیست
هــر جــــا که بـــاشــی
با یک حرف ربط ،
به تـــــو می رسم ...


دوشنبه 3 آذر 1393

دور کردنت از ذهنم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بـرای دور کـردن تـو از ذهنـم ،
آلـزایمـر هـم کـافـی نیسـت !
چـه بـرسـد بـه تمـریـن و تلقیـن هـا ...


دوشنبه 3 آذر 1393

موهای من

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﮔﯿﺴﻮﯼ ﮐﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ
ﻣﻮﻫﺎﯼِ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﺼﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﺳﺖ


رد پایی در مه


دوشنبه 3 آذر 1393

پروانه

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

من پروانه ای می شناسم
که وقتی شب بوها می خوابند
زیر باران ماه
برای گل سرخی که خواب دیده است
قدم زنان شعر می گوید
و با طلوع یاس ها
از بیراهۀ آفتاب
با کفش های پر از دلتنگی
به خانه بر می گردد
دوست داشتنت رازی ست
که تنها
شبُ بارانُ پنجره می دانند ...

پروانه


دوشنبه 3 آذر 1393

تــــــــــو...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

مـن ،
هیچکـس را کنـار خـــــودم نــدارم
و این هـمه هیچکــس یعنــی ،
تـــــــو ...

تـــــــــــــــــــو


دوشنبه 3 آذر 1393

دیدنت چــــیز دیگریست ...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

هـــمیشه هستی
همـــین نزدیکی
جایی میان دلم و یادم
اما ،
دیدنت چــــیز دیگریست ...

دیدنت


یکشنبه 2 آذر 1393

به جرم درد و دل با ماه

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

به جرم درد و دل با "ماه"
برای بردن ماهی کوچک حوض خانه ی ما
با تور و طعمه و قلاب آمدند..
از در بالا آمدند!
شیشه را شکستند!
از پنجره پریدند تو!

اینگونه هجوم آوردند...
فقط برای بردن ماهی کوچکی، که از هراس صدای گربه سیاه
هفته ها
می چسبید به کنج حوض و بالا نمی آمد...
.
.
فاضل شهچراغ


یکشنبه 2 آذر 1393

رو به رفتنت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

کرک ها قالی


یکشنبه 2 آذر 1393

من همیشه دیر می رسم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تو هستی…
در اتوبوس هایی که میروند
در قطار هایی که رفته اند
تو هستی…
من همیشه دیر می رسم به ایستگاه...
.
.
.
فاضل شهچراغ


یکشنبه 2 آذر 1393

شرط

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

میتوانم دنیا را ،
یک دستی فتح کنم


به شرطی که ،
دست دیگرم را تو گرفته باشی ...



یکشنبه 2 آذر 1393

خاطرات تو

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

من ،
یک پنجره ،
روزهای بارانی ،
و خاطرات تو
خاطرات تو
خاطرات تو ...

راز بقای یک آدم نیمه جان باید همین باشد !


یکشنبه 2 آذر 1393

شاید

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

شاید بتوان دیده ز دیدارت بست
یا با غم تو ساخت و یک گوشه نشست
اما نتوان از تو رباعی نسرود
وقتی که دل از شعر نگاه تو پُر است


یکشنبه 2 آذر 1393

سبب

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تو تنها سببی هستی كه
به خاطر آن
روزهای بیشتر
شبهای بیشتر
و سهم بیشتری
از زندگی می خواهم ...


یکشنبه 2 آذر 1393

آرزوی من

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

در عمق آرزوی من است که ،
در وجودت خانه ای داشته باشم
حتی به مساحت یک یاد ...


شنبه 1 آذر 1393

خیابانی که

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

مهم نیست آخر دنیاست خانه ات
مهم ، من و این قدم ها و خیابانی ست که ،
می رساندم به تو ...

رد پایی در مه


شنبه 1 آذر 1393

دست در دست هم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

کف دستم را که بو نکرده بودم
که ما عاشق خواهیم شد دست در دست هم !
حالا هر شب قبل از خواب ،
کف دستم را بو می کنم
و تو تمام مشامم را پُر می کنی ...

دست ها


جمعه 30 آبان 1393

کفش ها بهانه اند

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بیخیال کفش ها ،
پا برهنه می زنم به راه ،
من مسافرم ،
چه باک ؟!
روح من
به رفتن است ،
کفش ها بهانه اند ...

کفش ها بهانه اند


جمعه 30 آبان 1393

عشق

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تنها یک سقوط است ،
که جاذبه زمین مسئول آن نیست
فرو افتادن در عشق ...

سقوط


جمعه 30 آبان 1393

زیباییت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

زیباییت وحشی ست !
مثل شعرهایِ من
وقتی ،
لگامِ وزن و قافیه نمی گیرند ...


سه شنبه 27 آبان 1393

غوغا

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    


انگشتـــهای هیـــس
مـــا را
از هــــر طـــرف نشانــــه گرفتنــــد
انــگار
غوغـــای چشمـــان مـــن و تـــو
ســـکوت را
در آن کتابخانـــه رعایــــت نکـــرده بـــود ...


سه شنبه 27 آبان 1393

در خواب تو بیدارم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

روزها ،
تو را چُرت می زنم
بس که شب ها ،
در خواب تو بیدارم ...


سه شنبه 27 آبان 1393

نگاه تو

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

سیب کدام است ؟
بهشت کجاست ؟!
من آواره ی نگاه تو شدم ...


شنبه 24 آبان 1393

هر روز

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

سلام‌هایم را
به عطر و آینه آغشته می‌کنم
هر روز
چقدر پنجره‌ات
برای سر زدن یک نسیم جا دارد؟


شنبه 24 آبان 1393

ژنرال پیر

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

سنگین تر از گوش هایش

مدال های بر سینه اش بود

ژنرال پیری که یادش نمی آمد

سال ها برای کدام جناح جنگیده است



دیروز عصر، مرگ از پشت سر صدایش کرد

رفت، مقابلش ایستاد

و مدال ها کلاه از سر مرگ برداشتند



مرگ خم شد

دست پیرمرد را بوسید

و باهم از کادر خارج شدند...





از : لیلا کردبچه


شنبه 24 آبان 1393

چشمهایت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بنــایِ هستـی امــ ، خیلـی كلنگـی ستــ
فـرو مـی ریــزد آن را چشـــمــ هــایـتــــ

محمد رضا لطفی

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


تعداد کل صفحات: 20 1 2 3 4 5 6 7 ...