چهارشنبه 3 دی 1393

این منم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

منم ،
درختی که برگ هایش را ریخت
تا تــــو ،
ماه را از میان شاخه هایش تماشا کنی ...

2541


جمعه 10 بهمن 1393

محبت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

محبت تو
به باد می ماند،
گاه که چون شمعی روشن ام
از راه می رسد و خاموش ام می کند.
...
محبت تو،
به باد می ماند،
گاه که خاموش و تاریک نشسته ام
از راه می رسد و
روشن ام می کند.


جمعه 10 بهمن 1393

لبخند بزن...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

لبخند بزن...
عکاس مدام این جمله را تکرار می کند
اصلا برایش مهم نیست که در وجودت
حتی یک بهانه برای لبخند نیست...


سه شنبه 7 بهمن 1393

وقتی تو می آیی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

وقتى تو می آیى ،
به سرزمینى خوشبخت بدل مى شوم
به سرزمینى پر از آواز پرنده
وقتى تو مى روى ،
سر در گریبانم
مثل مردمى كه ،
كسى را از دست داده اند ...


سه شنبه 7 بهمن 1393

فقط تو در کنارم باش

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

میگویند
آرزو قشنگی ست
رد پای من و تو ،
بر دشت پوشیده از برف
اما من
به همان جاده ی خاكیِ خالی از برف نیز راضیم
فقط تو در كنارم باش ...


دوشنبه 6 بهمن 1393

چگونه

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

نــه فـــرصـــت هـــا مـــیتــوانـنــد عــشـــق را تــغیــیــر دهــنـــد
و نـــه گـــذشـــت زمـــان مــیتـــواند آســـیبـــی بـــه آن بـرســـانـــد
زمــیــن بـــا تــمــام هـــنرهـــایـــش ،
چــــگــونـــه مـــیتــوانـــد
پــهـــلو زنـــد
بـــه عــشــقــی کــه
می یابــیــم و از آن ِ خــود میــســازیــم ... ؟!


یکشنبه 5 بهمن 1393

زندگی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

در زمینی که ضمیرِمن و توست

از نخستین دیدار، هر سخن، هر رفتار

دانه هاییست که می افشانیم

برگ و باریست که می رویانیم

آب و خورشید و نسیمش «مِهـــر» است

گر بدان گونه که بایست به بار آیـَد

زندگی را به دل انگیزترین چهره بیــارایَد...



"فریدون مشیری"


یکشنبه 5 بهمن 1393

زن

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

زن هــرروز ،
رنـــج هایش را می پوشـد
و دکمــه های آبــی اش را می بنـدد
غـــم هایش را می خنــدد ،
پشـت رژ صورتــی رنـگ لــب هایش
سکوتــش را می بافــد ،
یکـی از زیــر
یکـی از رو
می شود شالــی گــرم
که می انـــدازی هر صبـــح
دور گردنــــت ...


شنبه 4 بهمن 1393

بهانه

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بهانه ای می خواستم
تا یادم بیاید برای دلتنگ بودن
چه استعداد غم انگیزی دارم
بهانه ای ...
تا شعر تازه ای بنویسم
و بدانم برای زمستان امسال هم چیزی دارم ..


{
لیلا کردبچه }


شنبه 4 بهمن 1393

درخت بی بخت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

میان دست هایم زمستانی هست
که پشت هر پاییز
بختِ عریانی ام را سفید می کند ..

بیهوده به پایم نشسته ای
من درخت بی بختم
که هر پاییز
عروس زمستان می شوم ..



{
کامران رسول زاده }


شنبه 4 بهمن 1393

بند نمی آیند

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بند نمی آیند ...
نه زخم کهنه بند می‌آید ،
نه برفِ پشت پنجره ،
نه خاطرات تو ...

{ سیدعلی میرافضلی }



شنبه 4 بهمن 1393

فقط بگذرد

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

زندگی‌ همین است
هر خاطره ، غروبی دارد
هر غروبی ، خاطره ای
و ما جایی‌ بینِ امید و انتظار ،
چشم می‌کشیم تا روزگار مان بگذرد
گاهی‌ هم فرق نمیکند چگونه
فقط بگذرد ...

{
نیکی‌ فیروزکوهی }


شنبه 4 بهمن 1393

تو نیستی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

میان این همه مهمان ،
چقــدر تنهایم !
وقتی ،
در بین این همه کفش ،
کفش های تو نیست ...


شنبه 4 بهمن 1393

طالع

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

در طالع من نیست که نزدیک تو باشم
می گویمت از دور دعا ، گر برسانند ...


چهارشنبه 1 بهمن 1393

اگر یک بار دیگر بدنیا می امدم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم بسیار سبک تر گردش می کردم
در بهار با پای برهنه زودتر به راه می افتادم و در خزان با همان پاها ، دیرتر بر می گشتم
بیشتر می رقصیدم شنگول تر اسب سواری می کردم و داوودی های بیشتری می چیدم.

نادین استیر


دوشنبه 29 دی 1393

فال نخوانده

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

فالمان ،
هرچه باشد باشد
حالمان را دریاب !
خیال کن حافظ را گشوده ای و می خوانی :
« مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید »
یا
« قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود »
چه فرق ؟
فال نخوانده ی تو منم ...


دوشنبه 29 دی 1393

اگـــــــــــر

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تمــــام زن ها شاعر می شدند ،
اگر مردها گریستن بلد بودند !
و می توانستند ،
با رقص چشم هایشان ،
طوفان به راه بیاندازند
هیچ مردی شاعر نمی شد ،
اگر زنی در کار نبود ...


یکشنبه 28 دی 1393

گناه و تکرار

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

با گناه و تکرار نیمی از خیال را آمده ام آدمی صبح زیبا تر است.
و عشق سهم روزگارانی که
آسمان سایه ی دستی را به گیسویی آنسوی جهان می کشید
و کسی زیر لب می گفت بیدارم.
با گناه و تکرار روز می آید، کنار غصه هایم می نشینم و بر شانه ی غمی خاکستری می گریم.


یکشنبه 28 دی 1393

نشد

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ، ولی لب هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس ... هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه "خداوند" نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!

"فاضل نظری"


جمعه 26 دی 1393

سر زمین بی لبخند

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

پاییز و ترانه ی کولی
زمستان و کلاغی خاموش
بهاری خسته و کاهل
از کاج تا سپیدار
از سرو تا تنهایی
و از تابستان تا بی تابی

چهار فصل سرزمین بی لبخند....


جمعه 26 دی 1393

زندگی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تو همسایه آتشی بودی گداخته ی غربت آدمی و ویران آوایی مکرر و ناموزون
وقتی آمدی زمستان بود اردیبهشت کوچک بود و مارا نمیشناخت
شهریور تازه راه می رفت
و مهر حرف های بریده می گفت

اکنون سالها گذشته اند و ماه می روند و می گویند و می خوانند.
ماه های مکرر بی رنگ
اکنون تو خسته ای و با لکنت می گویی : زندگی...


جمعه 26 دی 1393

اشتباه کردن اشتباه نیست...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    


دلـت را بتـکان
اشـتـباهاتـت وقـتـی روی زمـین افـــتاد
بـگذار همـنجــــا بـمانـد
فقط از لابـلای اشـتباهـایت؛یـک تــجـربـه را بیــرون بکـش
قــاب کـن ... و بـــزن بـه دیــوار دلــت
اشتبـــاه کـردن؛اشتـبـاه نیـست
در اشــتباه مـاندن اشــتباه اسـت!


جمعه 26 دی 1393

شازده کوچولو

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

شـــازده کــوچــولـــــو پــرسیـــــــد:

غمــــگیـــــن تــر از اینکــــــه بیـــــــاییـی

وکســـی از دیــدنتـــــــ خــوــحـال نشـــــه چیـــــــه ؟

روبـاه گفــــــت:

بـــــری وکســــی متــــــوجـه رفـتـنـــــت نشـــــه ...


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


جمعه 26 دی 1393

همیشه هستی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

امتداد فاصله
از اعتبار عاطفه نمی كاهد
همیشه هستی ، همین حوالی ...


جمعه 26 دی 1393

روز های بودنت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

11


جمعه 26 دی 1393

ندیدن تو

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

هیــچ چیـز
غــم انگیزتـر از نـدیدن تـــو نــیست
ایـن را
تمام پنجـــــره ها مــی دانند !


رد پایی در مه


جمعه 26 دی 1393

یک جاهایی بدون تو نمی شود

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

یک جاهائی بی تو نمی شود !
وقتی سردم می شود
وقتی تنهایم
وقتی همه هستند ،
غیر از تو ...
نه !
یک جاهائی بی تو نمی شود
تو باید باشی
تا من آرام باشم ...

رد پایی در مه


دوشنبه 22 دی 1393

سیاه مشق

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

سـیــاه مـشق پــشت چــشـمـهـایــت ،
دسـت خـــط کــیـست ؟!
که بــوســیـدنــش ،
سـجــده ی واجــب دارد ...



رد پایی در مه


دوشنبه 22 دی 1393

خواستن توانستن نیست

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

خواستن ،
توانــستن نیســت !
خواستــــن ،
آرزوســت
خواستـنِ تو آرزوسـت
داشتنِ تــو رویــــا ...

و رویایی که به حقیقت پیوست ...


دوشنبه 22 دی 1393

دلچسب است

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دلچســب است ،
دیــــدار ناگهانی ات
همچــون
پیــدا شدن خاطــره ای
در چمـدان کـــودکی ...


رد پایی در مه


دوشنبه 22 دی 1393

موهایت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

مـوهـایـت ،
سـیـاسـت مـدارانِ قـابـلـی هـسـتـنـد !
دسـت بـه سـر کـه مـی بـری ،
دسـت بـه سـر مـیـکـنـی
حـزبِ بـاد مـیـشـوم ...


تعداد کل صفحات: 24 1 2 3 4 5 6 7 ...