شنبه 8 شهریور 1393

من بهانه می گیرم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

مـهــــم نـیـست هــوا گـرم بـاشــد یــا ســرد !
مـن بـهـــــانـه می گـیـرم
و تـــ♥ــو ،
دهانـــم را بـا یک بــــوســه بـبـنـد ...


شنبه 8 شهریور 1393

کمی دورتر بایست

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

کمـــــی دورتــر بـایست
لطفـــــــــاً !
من دیــوانه تــر از آنــم ،
کــه بی هــوا ،
در آغـوشت نگیــرم … !

4568


شنبه 8 شهریور 1393

به دور از تمام پرسش ها و چرا ها

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بیا و مرا ببر به دور از تمام آیینه ها و نفرین ها
به دور از تمام حرف ها و حدیث ها
ببر به سرزمین آب و باد به میهمانی صدف ها و چراغ ها
میخواهم تمام روز در آغوش نسیم باشم و شب با ستارگان قریب و صمیمی حرف بزنم
کسی چه می داند شاید خدا خواست و میهمان ستارگان شدم
 به دور از تمام پرسش ها و چرا ها...

13:22

امروز


پنجشنبه 6 شهریور 1393

شاعر که باشی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

شاعر که باشی
دنیا را در بقچه ای از یاد می بری
و تمام عمر
می نشینی به امید یک اتفاق خوب
که اتفاقا بهتر از همه می دانی
که نیست ..

شاعر که باشی
دیوانه گی و دانایی ات در هم می آمیزد
و درک نمی کنی
خودت هم حتی
خودت را ..


پنجشنبه 6 شهریور 1393

همیـشـه آخـریـن سـطـر بـرایـش مـی‌‌نـوشـتم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    


همیـشـه آخـریـن سـطـر بـرایـش مـی‌‌نـوشـتم

" روزی بـیـا کـه بـرای آمـدن دیـر نشـده باشـد "
می‌ نــوشــتم

" روزی بـیـا که هنــوز دوســتــت داشــتـه باشــم ، که هنــوز دوســتـم داشـتــه باشـی‌ "
می‌ نوشــتم

در نـبودنـت به تمام ذرات زندگـی‌ کافــر شـده ام ..
جز ایـمـانِ به بازگشــت تــــو
امروز برای شما می‌‌نویسم
یقینا آمده است
ولی‌ روزی که من از هراس دیوار ها
خانه را که نه
خودم را ترک کرده بودم ..


پنجشنبه 6 شهریور 1393

وصیت من

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

وصیت کرده ام

بعد از مرگم...همراه من

دوتا فنجان چای هم دفن کنند..!!

شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید

به هرحال دلخوری ها کم نیست از بندگانش..!!

همان هایی که بی اجازه وارد شدند

خودخواهانه قضاوت کردند

بی مقدمه شکستند

وبی خداحافظی رفتند...!!!


پنجشنبه 6 شهریور 1393

خانه ی دیوانگان

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

روح سرگردان من هر جا بخواهد می‌رود
خانه‌ی دیوانگان دیوار می‌خواهد مگر ؟


چهارشنبه 5 شهریور 1393

دوستت خواهم داشت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دوستت خواهم داشت
در سکوت ...
مبادا در صدایم ،
توقعی باشد که خاطرت را بیازارد !


چهارشنبه 5 شهریور 1393

بمان...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

کنار حوصله ام بمان
نباشی ، دلم که هیچ
دنیا هم تنگ میشود ...


چهارشنبه 5 شهریور 1393

عشق یک معامله نیست !

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

من به کوتاهیِ این ثانیه ها معتقدم
عشق یک معامله نیست !
ساده باید گفت :
دوستت می دارم ...


چهارشنبه 5 شهریور 1393

برای دوست داشتنت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

برای دوست داشتنت ،
از من دلیل میخواهند
چشمانت را به من قرض میدهی ؟!


سه شنبه 4 شهریور 1393

شاعر مردابی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تا زانو ،
فرو رفته ام در خود
کافی است نیلوفری در من بروید
می شوم شاعر مردابی ...


سه شنبه 4 شهریور 1393

غرق

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

اینطور نمیشود
باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد
غــرق در فـکرت شدن
اصلا دست خودم نیست ...


دوشنبه 3 شهریور 1393

دوستت دارم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دوستت دارم ،
رازی ست
که در میــان حنجره ام دق میکند ؛
وقتی که نیستی ... !


دوشنبه 3 شهریور 1393

خواب دیدم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

خواب دیدم نیستـی ، تعبیر آمد می رسی

هرچه من دیوانـه بودم ابن سیرین بیشتـر ...

456


دوشنبه 3 شهریور 1393

با "دوستت دارم" گفتن هایت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

با "دوستت دارم" گفتن هایت
زنده ام
...
یک وقت مرا از هستی ساقط نکنی !

5465


دوشنبه 3 شهریور 1393

جا برای منِ گنجشک زیاد است

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

جــا بـرای مــنِ گنـجــشک زیــــاد است
ولــــی ،
به درختان خیابان تو
عــــادت دارم ... !

5465


دوشنبه 3 شهریور 1393

پر از توام

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

پر از توام ...
به تهیدستی ام نگاه نکن
نگو هیچ نداری
ببین
تو را دارم ...

456


دوشنبه 3 شهریور 1393

خـدا هـنـوز هـم حـواسـش بـه مـا هـسـت !

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

از هـمـیـن درخـتـی کـه دوبـاره سـبـز شـده اسـت

از هـمـیـن خـورشـیـدی کـه مـهـربـان تـر شـده

و از هـمـیـن بـارانـی کـه گـاه و بـیـگـاه مـی بـارد

مـی شـود فـهـمـیـد،

خـدا هـنـوز هـم حـواسـش بـه مـا هـسـت !


5465


دوشنبه 3 شهریور 1393

به خودم آمدم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

به خــودم آمدم
انگـار تویــی در مــن بود ...
و این کمــی ، بیشـتر از
دل بــه کســی بستـــن بود !

14


دوشنبه 3 شهریور 1393

برای یکبار هم که شده

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده ،
دست به خلاف بزنیـم !
من اندوه تـــو را مـــی دزدم
تو تنهـایـی مـرا ...

1223659


دوشنبه 3 شهریور 1393

نبودنت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

سیگارهایم را در مقابل باد میکشم
تا هر لحظه خاکستر نبودنت را بر سرم بریزد


456


یکشنبه 26 مرداد 1393

سپیدی و سیاهی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

یک روز
شاید
همراه پرواز پرستوی عاشقی
واژه لبخند به سرزمین سوخته من بازگردد.
امید، کوبه در را بفشارد
و سپیدی جای تمامی این سیاهی را پرکند...
.
.
.
نغمه های دلتنگی


یکشنبه 26 مرداد 1393

فرقی نمی کند...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    


گاهی شعر سراغم را میگیرد ؛


گاهـــــی


هوای تو !


فرقی نمیکند . . . .


هر دو


ختم میشوند به دلتنگی من !!


یکشنبه 26 مرداد 1393

من...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

مـوجـود بـی آزاری هستـمـ

کــار می کنـمـ


قصـه مـی خـوانـمـ


شعـر می نویسـمـ


و گـاهـی


دلـم کــه بـرایتــ تنـگ مـی شـود


تمـام خیــابـانهـا را


بــا یــادتــ پیــاده مـی رومـ!

.
.
.
شعر های تلخ..!


یکشنبه 26 مرداد 1393

عمر من...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

عمر من بیهوده رفت
چون غباری كه زجا بر خیزد
وبه یك لحظه نشیند بر جای
عمر من زود گذشت
تن من زخم گرفت
زندگی ام
همچو زخمی كه بهبود رود از برم زود گذشت
آب ها جاری شد
اشگ من صورت گلگون مرا سیراب كرد
چهره ام شادی خود بر باد داد
رنگ گل با رخ من بیداد كرد
زردی اش قصه حكایت كه ز عمر ما گذشت
حیف از این عمر كه رفت
عمر بیهوده سخت
روز وشب در غم و افسردگی هیچ گذشت
نفس نفس چنان در دل من طوفان گشت
ودر آن عمر كه می شد نفس خوبی داشت
دست در خواهش دل برده و دل سوزان گشت


سه شنبه 21 مرداد 1393

آرامش چشمهایت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

طـــوفـــانــی ام مـی کــنـی
بـــا چـشمـهـایـی کـه ،
آرام تـــر از آرامـش اســت ... !

14


سه شنبه 21 مرداد 1393

خواستن تو

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

خواستنِ تو
طبیعی ترین حق من است
در این دنیا ،
هیچکس
بخاطر نفس کشیدن
مجازات نمی شود ... !

456


سه شنبه 21 مرداد 1393

نسبت ما

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

از نسبتــمـان که بپــرسنـد ،
میگــویـم :
مـن شـاعــر چشمــانـش هستــم ...

456


سه شنبه 21 مرداد 1393

برق نگاهت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

چراغها را خاموش کن
نور نمی خواهم
نگاهم که می کنی ،
برق نگاهت ،
من را که هیـــــــــــچ ،
تمام شب را مچاله می کند ...

2654


تعداد کل صفحات: 16 1 2 3 4 5 6 7 ...