پنجشنبه 1 آبان 1393

گاهی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

گاهی فقط بوی یک عطر خاص

شنیدن صداش

شنیدن یک آهنگ خاص

یک تشابه اسم

برای چند لحظه........

باعث میشه دقیقا احساس کنی......

که قلبت میخواد از تو سینت کنده بشه.....


پنجشنبه 1 آبان 1393

نــوشتــه هــایـم غمگیننــد !!

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

جــای تعجبــ ـــ ندارد کــه گـاهـی ...

نــوشتــه هــایـم غمگیننــد !!

و خــودم غمگیــن تــر از آنهـ ــا

دیگــر حتـ ـی حـوصله جنگیــدن بــا خــاطـراتـ ـم را هــم نـدارم ...

تــوانش را نیــ ـز !!

راستــی !! اگــر همیــن دلخوشـی لعنتـ ـی هــم نبــود ...

دیگــر تنهـ ـایی و خلـوتــ ـــ بــرایــم چــه مفهـومـی داشتــ ــــ ...!!


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


پنجشنبه 1 آبان 1393

پــُـر از تــو . . .

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دلــم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛

پــُـر از جــایِ خــالـیِ تـــو

پــُـر از دلــتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو

پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن

در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تــو

پــُـر از حــس پــرواز

پــُـر از تــو . . .

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


پنجشنبه 1 آبان 1393

اول آبان

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

گیرم این دفعـــه که برگشت، بمانــــد...نرود!
گیرم از رفتنِ یکبــــاره پشیمان باشد

فرض کن حسرتِ پاییز، تو را درک کند
روز برگشتــــــنِ او، اولِ آبــــــان باشد!


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


پنجشنبه 1 آبان 1393

عصای دست من

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

عصـای دست ِ من عشـق است ،عقل ِ سنگـــدل بگذار
کـه ایـن دیـوانــه تنهــا تکیــه گاهـش را نــگه دارد ...!


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


سه شنبه 29 مهر 1393

کلمات حسودند

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

کلمات حسودند
هر بار که می خواهم به تو نزدیک شوم
جلوتر از من می دوند
روی کاغذ
و شعر من
زودتر از من ،
در آغوش می گیرد
تو را ...


سه شنبه 29 مهر 1393

کابوس نبودنت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

همین مرا بس که کوچه ای داشته باشم و باران...

انقدر "رویا"ی بودنت را داشته ام که نبودنت را حتی به "کابوس"هایم راه نمی دهم...


"فریبا فوقانی"


شنبه 26 مهر 1393

چشم چشم دوابرو

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

ﻣﺪﺍﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ
ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﻛﺎﻏﺬ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻘﺸﯽ ﺑﻜﺸﻢ
ﭼﺸﻢ ﭼﺸﻢ ﺩﻭ ﺍﺑﺮﻭ ...
ﺗﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﻛﺎﻓﯽ ﺳﺖ
ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻢ
سیر ﻧﮕﺎﻫـﺖ ﻣﯿﻜﻨﻢ ...


چهارشنبه 23 مهر 1393

یادت باشد

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    


یادت باشد
من اینجا کنار همین رویاهای زودگذر
به انتظار آمدن تو
خط های سفید جاده را می شمارم


چهارشنبه 23 مهر 1393

تو کجایی؟

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

آسمان را زیر و رو می كنم
از سر خشم
ستاره های لوسی را كه مدام چشمك می زنند
در سطل می ریزم

ماه خود را پیدا نمی كنم
تو كجایی؟


سه شنبه 22 مهر 1393

و محبت کن

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

طوری بخند...
که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد،
طوری عشق بورز ...
که حتی تنفر راهش را بگیرد وبرود،
وطوری خوب زندگی کن ...
که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود!
این زندگی نیست که میگذرد،ما هستیم که میگذریم.
پس با هر طلوع وغروب لبخند بزن،مهربان باش ومحبت کن...


شنبه 19 مهر 1393

بی معرفت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

پرندگان پشت بام را دوست دارم

دانه‌هایی را که هر روز برایشان می‌ریزم

در میان آن‌ها

یک پرنده‌ی بی‌معرفت هست

که می‌دانم روزی به آسمان خواهد رفت

و برنمی گردد.

من او را بیشتر دوست دارم...





چهارشنبه 16 مهر 1393

می پسندم پاییز را

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

می پسـندم پاییـز را
که معافـم می کنـد
از پنـهان کردن
دردی که در صـدایم می پیچـد ُ
اشکی که در نگاهـم می چرخـد
آخر همه گمان می کنند
سـرما خورده ام . . .
!


یکشنبه 13 مهر 1393

یک نگاهت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

یک نگاهت به من آموخت
که در حرف زدن ،
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند !


یکشنبه 13 مهر 1393

من اهل جنگ نیستم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

به چشم هایت بگو
آنقدر برای دلم رجز نخوانند
من اهل جنگ نیستم
شاعرم !
خیلی بخواهم گرد و خاک کنم
شعری می نویسم
آنوقت
اگر توانستی
مرا در آغوش نگیر ... !


یکشنبه 13 مهر 1393

باش

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

روزهایی که می بینمت ،
نفسـم می گیرد
و روزهایـی که نیستی ،
دلـــــم !
بـــــاش
تحمـل اولی آسان تر است ...


چهارشنبه 9 مهر 1393

به دست آور دل من را

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بـه دست آور دل ِ مـن را ، چه کارت بـا دل ِ مردم !
تو واجب را به جا آور ، رهــــا کـن مستحب ها را
.
.
.
اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


سه شنبه 8 مهر 1393

میدانم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

میدانم از عابربانک پول گرفته ام ..
میدانم بانک، موجودی جدید را برایم پیامک خواهد کرد
میدانم ...
ولی گوشی که میلرزد ، پاکت که ظاهر میشود ، یخ میکنم !
گر میگیرم ! میگویم شاید تویی !


سه شنبه 8 مهر 1393

دلِ من

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

ما همانیــــم ؛ همانـــی که خودت می‌دانی
دو هواییـــم ، دمی صافــــ و دمــی بارانــی

پیش‌بینی شدن ِ حال ِ من و تو سخت است
دو هواییــــم ...ولی بیشترش طوفانی

دل من اهــــل ِ کجا بوده که امروز شــُـده‌ست
با دل تنگ ِقلـــم‌های تو هم‌استانی ؟!

اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


سه شنبه 8 مهر 1393

هجرت...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دلخواه یا دلگیر
مختار یا مجبور
هجرت همیشه دردناک است.


سه شنبه 8 مهر 1393

هر قلبی دردی دارد

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

هــر قلـبی "دردی" دارد ...
فقــط نحوه ی ابراز آن متــفاوت است!
برخــی آن را در چشــمانــشان پنــ ـهــان می كنند و
برخــی در لبــخنـدشان.


سه شنبه 8 مهر 1393

هوایی شده ام

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    


دوباره هوایی شده ام
انگار از تولدم
عاشق شدن را دوخته اند به تقدیرم
خوب وقتی زندگی را ریخته باشند توی چشمهات
عشق هم سرزده میرسد!
دست من كه نیست...
دوباره هوایی میشود دلم
نگاهم كه میكنی ...


سه شنبه 8 مهر 1393

غزل ها

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

با خواندن بعضی غزل‌ها ،تازه می‌فهمی
هر شاعری در سینه‌اش پیغمبری دارد
.
.
.
اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


سه شنبه 8 مهر 1393

پاییز

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

مثل یک جنگل پاییزی سرما خورده
شده ام بی رمق و غم زده و تا خورده

اخم کن،زخم بزن ،تلخ بگو، سر بشکن
قالی آن گاه عزیز است که شد پا خورده

ماهی کوچک اگر دل نسپارد چه کند
بس که آب و نمک از سفره ی دریا خورده

عشق داغ است و دوای تن سرد من و تو
دور آتش بنشینیم دو سرما خورده؟


اتاق زیر شیروونی دختر،پسرای بارووووووونی


دوشنبه 7 مهر 1393

تو چای مینوشی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تو چای می نوشی
غافل از اینکه کسی اینجاست
که به فنجان درون دستهایت هم
حسادت می کند ...


دوشنبه 7 مهر 1393

نعمتهای آسمان

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

نعمتهای آسمان ،
همیشه برف و باران و نور نیست !
گاهی خداوند عزیزانی را بر ما نازل میكند
از جنس آسمان
به زلالی باران
به سفیدی برف
و به روشنایی خورشید
و تو برای من آن عزیزی ...



رد پایی در مه


دوشنبه 7 مهر 1393

خیابان

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

خیابان ،
شعر بلندیست
وقتی من ،
با قدم های تو ، قدم می زنم ... !


دوشنبه 7 مهر 1393

راهِ من

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

راهِ من ،
نگاه توست ...
پلک نزن
بی راهه می روم !


شنبه 5 مهر 1393

هوای تازه

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

خستــــه ام از تمــــام بــاور هـــا . . .
خستــــه ام از تمــــام نــــگاه هـــا . . .
از حـــرفهـــا . . پــچ پــچ هــــا . . .
کـــاش دنیـــــا رنـــگ عـــوض کنـــد
کـــاش بـــاران ببـــارد و بـــا خـــود ایـــن دورنگیـــــها
دوروییــــها را بشــــویــد . . .
مـــن دلـــم دنیــــای تـــازه
فکــــر تــــازه
هــــوای تـــازه میخــــواهــــد . . .


جمعه 4 مهر 1393

کابوس ها

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

همین که دست دراز می کنی ،
که دست هایم را از بلاتکلیفی نجات دهی
کابوس ها
سرشان را می گذارند و می میرند ... !


تعداد کل صفحات: 18 1 2 3 4 5 6 7 ...