دوشنبه 24 شهریور 1393

چگونه پیدایت کنم؟

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

چگونه پیدایت کنم؟
وقتی به یاد نمی آورم
چگونه گم ات کرده ام


دوشنبه 24 شهریور 1393

کسی چه می داند؟...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

کــسی چه می دانـد ؟!
که مــن هوش و حواســـم را ،
میان گاه و بی گاه
لبخند های مردانه ات
جا گذاشته ام ... !


دوشنبه 24 شهریور 1393

وزن لبخندت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

موهایت را سپیــد می سرایـــم
چشمانت را غــزل
چهــار پــاره می شود دلـــم
از وزن لبخندت ...


دوشنبه 24 شهریور 1393

استعاره

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تمــام شعــرهــای عــاشقــانــه ی جهــان ،
شبیــه تــوانــد !
تــو امــا ،
پشــت استعــاره ای ایستــاده ای
کــه بــه ذهــن هیــچ شــاعــری
نخــواهــد رسیــد ...


جمعه 21 شهریور 1393

سیگار را باید اصولی کشید

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

سیـــــــگار را باید اصـــــولی کشیــــد...!!!

یه پــــک سیــــگار...

یه پــــک حســـرت....


جمعه 21 شهریور 1393

تو که نباشی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

فرقـــی نمی کند
زمیـــن کجـــای کتاب جغرافیـــا باشــد
تو کــه نباشی ،
من همیشه برج زهر مـــارم ... !


جمعه 21 شهریور 1393

عشق همه چیز را خراب میکند...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بگـــــذار
دوستــــــ بمانیم
عشق همه چیز راخرابـــــ میکند . . . !



سه شنبه 18 شهریور 1393

سکوت تو

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

آرام تر سکــوت کن
صدای ثانیــه های بی تو
بد جــور آزارم می دهـــد ...


سه شنبه 18 شهریور 1393

خوبی ِ زندگی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

خوبی ِ زندگی
بیشتر در این است
که یک مرگی هم در انتهاش هست!


سه شنبه 18 شهریور 1393

تکرار کن مرا

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تکرار کن مرا ،
در انبساط موازی دستانت
میخواهم از تو
ابدیتی تاریخی بسازم ...


سه شنبه 18 شهریور 1393

کافیست حرف تو باشد

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

کـافـی سـت حـرفِ تـو بـاشـد
هـیـچ واژه ای ،
روی پـایـش بـنـد نـمـی شـود
راهـش را مـی گـیـرد و
تـا دوردستِ عـطـر تـو
پـروانـه مـی شـود ...


سه شنبه 18 شهریور 1393

خیالم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

ایـن چنـدمیـن بــار است ،
بـه صـدایـی از جــا مـی پــرم
و
زودتــر از مـن ،
خیــالـم
در را مـی گشــایـد ...


سه شنبه 18 شهریور 1393

نگاهت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

نگاهت ،
بی شباهت نیست به نسیم !
به صنوبرها که می وزد ،
می لرزد دلم ...


سه شنبه 18 شهریور 1393

دوست داشتنت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دوست داشتنت ،
هــوس نیست
کـه بــاشـد و نبــاشـد !
نفــس اسـت
تا بـــــــاشم ،
تـــــــا باشـــــــی ...


شنبه 15 شهریور 1393

سالهای ناماندگار

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

پاییز را دوست دارم
شاید این است که از تمام چهار فصل تنها پاییز مرا تشویق می کند
تا به پایان برسانم
تمام چهار فصل این سال های ناماندگار....


سه شنبه 11 شهریور 1393

فقط کمی...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

وضعیت خوبی ندارم
مرا ببخش !
دستم از اشیا رد می‌شود
رد می‌شود از تلفن
فراموشت نکرده‌ام
فقط کمی ...
کمی مرده‌‌ام


شنبه 8 شهریور 1393

من بهانه می گیرم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

مـهــــم نـیـست هــوا گـرم بـاشــد یــا ســرد !
مـن بـهـــــانـه می گـیـرم
و تـــ♥ــو ،
دهانـــم را بـا یک بــــوســه بـبـنـد ...


شنبه 8 شهریور 1393

کمی دورتر بایست

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

کمـــــی دورتــر بـایست
لطفـــــــــاً !
من دیــوانه تــر از آنــم ،
کــه بی هــوا ،
در آغـوشت نگیــرم … !

4568


شنبه 8 شهریور 1393

به دور از تمام پرسش ها و چرا ها

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

بیا و مرا ببر به دور از تمام آیینه ها و نفرین ها
به دور از تمام حرف ها و حدیث ها
ببر به سرزمین آب و باد به میهمانی صدف ها و چراغ ها
میخواهم تمام روز در آغوش نسیم باشم و شب با ستارگان قریب و صمیمی حرف بزنم
کسی چه می داند شاید خدا خواست و میهمان ستارگان شدم
 به دور از تمام پرسش ها و چرا ها...

13:22

امروز


پنجشنبه 6 شهریور 1393

شاعر که باشی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

شاعر که باشی
دنیا را در بقچه ای از یاد می بری
و تمام عمر
می نشینی به امید یک اتفاق خوب
که اتفاقا بهتر از همه می دانی
که نیست ..

شاعر که باشی
دیوانه گی و دانایی ات در هم می آمیزد
و درک نمی کنی
خودت هم حتی
خودت را ..


پنجشنبه 6 شهریور 1393

همیـشـه آخـریـن سـطـر بـرایـش مـی‌‌نـوشـتم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    


همیـشـه آخـریـن سـطـر بـرایـش مـی‌‌نـوشـتم

" روزی بـیـا کـه بـرای آمـدن دیـر نشـده باشـد "
می‌ نــوشــتم

" روزی بـیـا که هنــوز دوســتــت داشــتـه باشــم ، که هنــوز دوســتـم داشـتــه باشـی‌ "
می‌ نوشــتم

در نـبودنـت به تمام ذرات زندگـی‌ کافــر شـده ام ..
جز ایـمـانِ به بازگشــت تــــو
امروز برای شما می‌‌نویسم
یقینا آمده است
ولی‌ روزی که من از هراس دیوار ها
خانه را که نه
خودم را ترک کرده بودم ..


پنجشنبه 6 شهریور 1393

وصیت من

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

وصیت کرده ام

بعد از مرگم...همراه من

دوتا فنجان چای هم دفن کنند..!!

شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید

به هرحال دلخوری ها کم نیست از بندگانش..!!

همان هایی که بی اجازه وارد شدند

خودخواهانه قضاوت کردند

بی مقدمه شکستند

وبی خداحافظی رفتند...!!!


پنجشنبه 6 شهریور 1393

خانه ی دیوانگان

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

روح سرگردان من هر جا بخواهد می‌رود
خانه‌ی دیوانگان دیوار می‌خواهد مگر ؟


چهارشنبه 5 شهریور 1393

دوستت خواهم داشت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دوستت خواهم داشت
در سکوت ...
مبادا در صدایم ،
توقعی باشد که خاطرت را بیازارد !


چهارشنبه 5 شهریور 1393

بمان...

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

کنار حوصله ام بمان
نباشی ، دلم که هیچ
دنیا هم تنگ میشود ...


چهارشنبه 5 شهریور 1393

عشق یک معامله نیست !

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

من به کوتاهیِ این ثانیه ها معتقدم
عشق یک معامله نیست !
ساده باید گفت :
دوستت می دارم ...


چهارشنبه 5 شهریور 1393

برای دوست داشتنت

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

برای دوست داشتنت ،
از من دلیل میخواهند
چشمانت را به من قرض میدهی ؟!


سه شنبه 4 شهریور 1393

شاعر مردابی

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

تا زانو ،
فرو رفته ام در خود
کافی است نیلوفری در من بروید
می شوم شاعر مردابی ...


سه شنبه 4 شهریور 1393

غرق

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

اینطور نمیشود
باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد
غــرق در فـکرت شدن
اصلا دست خودم نیست ...


دوشنبه 3 شهریور 1393

دوستت دارم

   نوشته شده توسط: ساز شکسته .    

دوستت دارم ،
رازی ست
که در میــان حنجره ام دق میکند ؛
وقتی که نیستی ... !


تعداد کل صفحات: 17 1 2 3 4 5 6 7 ...